مارک یارنل و چهار دشمن هولناکش

 کشیش "مارک یارنل" مقیم یک شهر کوچک در ایالت تگزاس، به علت ورشکستگی در حال از دست دادن تمام دارایی و اموال و حتی خانه و اتومبیل شخصی خود بود. او بدنبال راهی بود تا بتواند خود را از این وضع هولناک برهاند، که توسط یکی از دوستان خود با بازاریابی شبکه ای آشنا شد.

او بسیار خوشبخت بود، زیرا معرف او، حامی بسیار خردمندی بود. حامی پیمانی را با او در میان گذاشت:

" این تجارت در مدت یک تا سه سال، تو را از تمام مسائل مالی موجود، می رهاند."

 و قول پرداخت بهای این موفقیت بزرگ را از او گرفت:

" برای رسیدن به این موفقیت بزرگ، تو باید بر چهار دشمن هولناک غلبه کنی."

مارک پذیرفت و کار خود را با یک لیست 200 نفری آغاز کرد. لیستی از تمام دوستان و آشنایان که آنها را برای معرفی کار و نشان دادن مدارک، به منزلش دعوت می کرد.

 80 نفر از دوستان نزدیک، دعوت او را نپذیرفتند. و با گفتن "نه! علاقه ای به شنیدن ندارم" از او استقبال کردند. در واقع مارک با اولین دشمن خود روبرو شده بود.

پس زدن یا Rejection

او با خود گفت: مسئله ای نیست. حامی من مرا از وجود این دشمن آگاه کرده بود. من 120 دوست خوب دیگر در لیست دارم.

 حدس بزنید بعد چه شد! 51 نفر از کسانی که دعوت او را پذیرفتند، در جلسه معرفی کار حاضر نشدند. او با دومین دشمن خود مواجه شده بود. 

نیرنگ یا Deception

 با خود گفت: " اهمیتی ندارد. حامی من در مورد وجود این دشمن با من صحبت کرده بود. من 69 دوست خوب دیگر در لیست خود دارم."

 فکر می کنید چه اتفاقی افتاد؟

57 نفر از کسانی که در جلسه حاضر شدند، با گفتن:

" علاقه ای به این کار ندارم" به او جواب منفی دادند و همکاری او را نپذیرفتند. او با سومین دشمن روبرو شده بود. 

بی انگیزگی یا Apathy

 مارک بدون کوچکترین واهمه ای به خود گفت: " مسئله ای نیست. باید به سراغ 12 نفر باقیمانده رفت. موفقیت گمشده من، در بین آنهاست."

و همه آنها پاسخ مثبت دادند و همکاری او را پذیرفتند. 

آیا مسائل مارک پایان یافته بود؟

 11 نفر از این همکاران، در زمان کوتاهی از کار خسته شدند و کار را رها کردند. این چهارمین و آخرین دشمن مارک، در راه رسیدن به موفقیت بود.

ریزش یا Attrition

 و او تنها با یک همکار و دوست جدی، در کار باقی ماند.

ولی مارک تمام بهای تعیین شده را پرداخته بود. تا امروز او به همراه تنها همکار خود، به در آمد چند صد هزار دلار در ماه رسیده اند.